شاپاس ها


این وبلاگ برای انعکاس خاطره ها و دید و بازدیدهای شاپاس های دانشگاه علامه طباطبایی راه اندازی شده . ایشاللا بتونیم خدمتی به جامعه شاپاسی دنیا بنماییم

آمادگی جهت سفر شاپاسی

به غیر از یاور ، همه شاپاس ها علی الحساب جهت سفر به شمال اعلام آمادگی کردن . در جریان باشین اگه خدا بخواد آخرای فروردین می خوایم بریم شمال . از همین الان آماده باشید . فعلاً

   + - ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ اسفند ۱۳۸٩

واقعاً چکشی

جالبه به عرض شاپاس های محترم برسونم علی چکش اومده کامنت گذاشته واسه شاپاس ها . بعد به صورت خصوصی واسه من فرستاده ؟!؟ میگم شاپاسین بگید نه . و اما متن پیامش:

سلام به همه شاپاسیس من هم هستم البته اگه ویلید کیلا ردیف باشه.


   + - ٩:٥۸ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٩

سفری شاپاسی بر بلندیهای شمال

پس از دادن فراخوان به شاپاسهای محترم و استقبال گستردشون از درخواست بنده شاپاس در ارسال مطالب جهت رونق وبلاگ ، تصمیم گرفتم یه فراخوان دیگه و ایندفعه با عنوان سفر بدم . سفری در ادامه سفرا های شاپاسیمون به شمال ، مشهد ، اصفهان ، آباده ، شیراز و یزد . دیروز که با پوریا شاپاس رفته بودیم سینما تصمیم گرفتیم یه بار دیگه بریم شمال . البته اینبار تصمیم داریم به جاهای تاریخی شمال از جمله قلعه رودخان تو فومن ، آبشار لونک تو سیاهکل ، ماسوله و جاهای دیگه ای که وقت کنیم و پیش بیاد سر بزنیم. از الان دارم می گم نگید بعداً نگفتی ها . اگه پا بده قبل از عید و اگه نشه به دلیل شلوغی ایام عید ، اواخر فروردین میریم شمال .  قرار شد بریم ویلای پوریا اینا . بنابراین کیلا ببخشید ویلا هم ردیفه . آماده دریافت اعلام آمادگی و نظراتتون هستم . شاپاس باشید



   + - ۸:٥۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٩

فراخوان شاپاسی

با عنایت به کمبود خواطر( جمع مکسر خاطره ) و مشغله زیاد بنده ، از شاپاس های محترم خواهشمند است مطالب مورد نظرشون در خصوص شپاپیس ( جمع مکسر شاپاس ) را هر چه سریعتر برای بنده میل نمایند تا در وبلاگ شاپاس ها منعکس گردد .

 

   + - ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩

عید شاپاسی

معلومه همه چی شلوغ پلوغه و از الان شاپاس ها دارن واسه عید خودشونو آماده می کنن . کمتر به شاپاسها سر میزنن . نمونش خود شاسکولم که کمتر وقت می کنم بنویسم . ایشاللا دید و بازدید های شاپاسی که بیشتر شد با پست و عکسهای جدید و خوب در خدومت شپاپیس خواهیم بود .

شاپاس باشید

   + - ٢:۱٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩

گردش دکتری

ماشاللا این آزمون اخیر ما اینقدر سطحش بالا بود و ایضاً برای ما مهم ، که کشتیم خودمونو تا از تمامی دقایق روز آزمون نهایت بهره رو ببریم . بعد از آزمون صبح جمعه من و مجتبی و یاور جهت تسهیل در فرآیند تفکری و بهبود شرایط جهت امتحان عصر ، رفتیم سینما پردیس . البته اول زیارت کردیم پردیس رو بعد رفتیم . چون یاور شاپاس یه سه دوری دور پردیس چرخ زد و هر بار هم راه رو اشتباه می رفت .

خلاصه رفتیم سینما و من هم مجبور شدم مجدداً فیلم آتشکار رو ببینم که موضوع فیلم با یه مساله ی کاملاً مردونه دست به گریبانه .

بعد سینما هم اول رفتیم رفتاری و مثل همیشه شلوغ بود . بعد یاور گفت بریم نایب سعادت آباد و رفتیم دیدیم نه مشکل رفتاری رو نداره . جاتون خالی یه ناهار مشت زدیم تو نایب که عکسای این پست هم از تو رستوران گرفتیم .

بعد از ناهار هم رفتیم تو پارکینگ دانشگاه یه چرت زدیم که نیم ساعت نشده مجبور شدیم بریم ادامه امتحان رو ادا کنیم . در حین امتحان عصر اینقدر آب خوردم از دست بنده خدایی که آب میاورد که دیگه شاکی شده بود . بعداً مجتبی هم گفت با مشکل من روبرو بوده . خلاصه یه پیک نیک آزمونی بود و از این به بعد قرار گذاشتیم با یاور و مجتبی شاپاس که هر چی آزمونه از کاردانی گرفته تا دکتری شرکت کنیم تا هم به قول قدیمیا سیاحت باشه هم زیارت .

   + - ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢ اسفند ۱۳۸٩